أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
265
قانون ( فارسى )
سمندورى كبود بهتر دانند . از انواع عود قمارى ، سياه خالص و بدون هيچ سفيدى كه گرانوزن و پرآب و ستبر باشد و زياد بر آتش ماندگار باشد خوبتر از ساير قماريها است . بطور عموم هر عودى كه در آب زودتر تهنشين شود بهتر است و هرآنچه بر سر آب آيد مرده و بيجان است و ناپسنديده . شنيدهام كه عود رگ و بيخ درختانى است كه برمىكنند و در زير خاك دفن مىكنند تا مىگندد و مادهء چوبى مىپوسد و مادهء قيرى از بين مىرود و عود سره مىماند . مزاج : پندارم كه در دوم گرم و خشك باشد . خاصيت : لطيف ، بازكنندهء بندآمدهها ، بادشكن است زيرا رطوبتى زياده دارد . همهء اندامان درونى و بيرونى را توان بخشد . آرايش : خائيدنش بوى دهان را بسيار خوش مىنمايد . مفاصل : لزجى لطيف دارد بر اعصاب مالند عصب را تقويت مىكند . سر : عود براى مغز و تقويت حواس بسيار مفيد است . سينه : براى قلب شادىآور و توانبخش است . اندامان غذا : وزن يك درهم و نيم عود بخورند رطوبتهاى گنديدهء معده را برچيند و معده و كبد را توانا كند . اندامان راننده : قبض است . ديزانترى و بويژه ديزانترى سودايى را شفا دهد . عروق الصباغين ( زردچوبه ) : مشهور است . مزاج : تا دوم گرم و خشك است . خاصيت : بسيار زداينده است . سر : خائيدنش درد دندان را آرام كند . چشم : افشرهاش آب و سفيدى جلو چشم را مىزدايد و در تقويت ديد بسيار مؤثر و مفيد است . اندامان غذا : داروى يرقان است و بويژه اگر با انيسون و شراب سفيد باشد يرقان ناشى از بندآمدنها را شفا دهد . عناب : ميوهء درختى است كه ميوه و درخت آن را همه مىشناسند و اكثرا در گرگان ديده مىشود . در جاهاى ديگر هم هست ولى عناب گرگان از همه بزرگتر است . گزينش : تا درشتتر و زيباتر و سرخرنگتر باشد بهتر است . مزاج : تا اول سرد ، خشكى و رطوبتش تقريبا معتدل و كمى به سوى رطوبت است . خاصيت : جالينوس فرمايد عناب هيچكاره است . نه بهداشت را حفظ كند و نه سلامتى را به بيمار بازمىگرداند . غير جالينوس گويد : از تندى خون گرم نافع است . به عقيدهء من انگيزهء اين ويژگى اين است كه خون را بتدريج و ملايمت پرمايهتر مىنمايد . اما از فرمايش كسانى كه گفتهاند عناب خون را مىشويد و صاف مىكند ، خوشم نمىآيد . مادهء غذايى عناب اندك است و بسيار ديرهضم است . دانشمند بزرگوار جالينوس چه خوب فرموده است كه عناب كارى به تندرستى و بيمارى ندارد و من مىگويم كمغذا و ديرهضم است . سينه : با سينه و شش سازگار است . اندامان غذا : به زيان معده است و به دشوارى هضم مىشود . اندامان راننده : به عقيدهء بعضى براى گرده و آبدان خوب است . عفص ( مازو ) : مازو ثمر در درختى است بسيار بزرگ كه در بعضى اماكن موجود است . مازو دو نوع است : يكى سبز و شاداب و كوچك حجم و دندانهدار و بىسوراخ كه آن را ( امغافنطس ) كه به معنى مازوى سبز است هم مىگويند . نوع دوم صاف و سبك و داراى سوراخ است . گزينش : مازوى خوب آن است كه كال ، سنگينوزن ، سخت باشد . مازوى زرد و سست و سبك قوتش كم است و بر اخگر نهى مىسوزد . مزاج : در اول سرد و در دوم خشك است . خاصيت : بسيار قبض و رطوبتها را از جريان